اولین دندون آیلایم لق شد
دیشب 95/4/8 موقع مسواک زدن دندونای آیلایی یک دفعه متوجه شدم فاصله بین دندونای ردیف پایين از جلو زیاد شده با دستم کمی دندونا رو تکون دادم دیدم بله اولین دندون شیری خانم خانما لق شده . جالبه هنوز خودش هیچ حسی نداشت و با تعجب به من نگاه می کرد. یادمه اولين دندون خانمی تو یازده ماهگی دراومده بود و حالا در 5 سال و هشت ماهگی اولین دندونش لق شد. ...
پایان واکسیناسون
روز 13 خردادیک دفعه به فکرم رسید که امروز برای واکسن زدن آیلایی روز خوبیه چون هم چند روز تعطیلی بود و من کنارش بودم و دلیل دوم هم اینکه اگه تا زمان تولدش می موند ممکن بود سرما بخوره و ... حدود ساعت 10 با تماس قبلی که بابایی با مرکز بهداشت گرفته بود به مرکز رفتیم و آیلا خیلی آروم رو صندلی نشست و خانم مسئوله آروم سر آیلا رو به طف دیگه چرخوند تا موقع آمپول زدن نبیه ولی آیلا هم با آرامش هر چه تمام تر سرش رو برگردوند تا شاهد آخرین واکسیناسیونش باشه و بعد از تشکر به خونه برگشتیم ولی بعد دو ساعتی آه و ناله آیلایی بلند شد که دستش درد می کنه اصلا نمی تونه تکون بده و یک حرف بامزه هم گفت ان شاالله خانم دکتری که آمپول زده تو بهشت بسوزه چر...
68 ماهگی
67 ماهگی
عشق مامان آیلایم 67 ماهگیت مبارک باد مامان دورت بگرده که با سواد شدی ...
67ماهگی
عشق مامان آیلایم 67 ماهگیت مبارک باد مامان دورت بگرده که با سواد شدی ...
نوروز 95(1)
امسال ما تعطیلات رو کمی زودتر یعنی از 21 اسفند شروع کردیم و به سیر و سفر پرداختیم و چقدر هم عالی بود آرامش و دور بودن از مسائل مربوط به آمادگی برا تحویل و ... چون خودمون بودیم و خودمون هیچ چیزی برا قید و بند نبود .اولین مرحله سفرمون به تنکابن بود که بسیار زیبا و لذت بخش بود اگه اشتباه نکرده باشم پارکی در سراب بود برا صبحانه توقف کردیم و آیلا هم چقدر بدو بدو کرد گردنه حیران تنکابن منزل یکی از دوستانمون که حسابی زحمتشون دادیم و آیلا حسابی باهاشو گرم گرفته بود و خودش راحت پیششون می رفت و قصد بالا اومدن رو نداشت این قلب مخصوص خاله حسنا جونه این دفعه برع...





